دور اول کتاب اصلی تموم شد... هرچند ناقص و با کیفیت متوسطزنگ زدم بپرسم کتاب عزیزدلی که خریدم رو باید با ترتیب خاصی بخونم یا نه
تا گفتم سلام گفت کجایی کم پیدایی!!! ( دوهفته ای بود نرفته بودم)
گفتم من که هستم و یه کمی از اوضاع و احوالم گزارش دادم
اینکه دور اول تموم شده و من حس میکنم چیز زیادی یادم نیست...
گفت ماشین که نیستی!معلومه فراموش کردی. دوباره میخونی تکرار میشه.
قرار شد چندتا کتاب و یه دست ن
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
روز شلوغ پلوغی بودیعنی کلا این روزا زیادی شلوغه زیادی فکرم درگیره و البته یه کوچولو خسته!
برنامه ها خوب پیش میره و به قول استادخان برگشتم به روزای اوج!
ولی یه کمی انرژیم کم شده و بی نهایت مسافرت لازمم ...
صبح ها سخت بیدار میشم اما وقتی یادم میاد که فقط همین یه فرصت رو
دارم زود به خودم میام و با اسباب و وسایل و آذوقه ها میرم سمت کتابخونه
صبح کلاس داشتم و یه تست کوچیک از فصلی که گذشته بود
خوب بود
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور
چقدر خووووب بود این ادابازی امشبگروه صداسیما
بعد از چندوقت یه هیجان درست و حسابی تجربه کردیم :)
+ بار انرژی منفی بعضی حرفا و حرکات اینقدر زیاده که ناخوادگاه میتونه
خنده و حال خوبت رو حداقل برای چندثانیه خراب کنه...
امشب وسط این مسابقه هم همینطور بود!!!
دقیقا مث رفتارهای عجیب غریب بعضی از آدم های این خاندان ما !!!
هیچوقت نمیتونی کنارشون در آرامش باشی چون هرلحظه امکان داره با
یه ح
برچسب:
نویسنده: طاها احمدپور